أحمد بن حامد كرمانى
9
عقد العلى للموقف الأعلى ( ضميمه رساله صلاح الصحاح فى طب ) ( فارسى )
پيروز شدند و لشكريان خراسان گريختند . اما در كرمان خبر را بالعكس رسانيده بودند و مردم كرمان كه به اشتباه خبر شكست ارسلان و اتابك محمد را شنيده بودند در وحشت افتادند و عدهء زيادى از رجال و معاريف از شهر گريختند ، من جمله افضل ، خود او گويد : « اصحاب در اوين اتابك . . . همه عروس طرب را طلاق دادند . . . و اكثر معارف و اهل هواى ملك ارسلان ، بىمركوب و توشه از شهر بيرون شدند و روى به سرحد فارس و عراق نهادند و از آن جمله يكى من بودم ، مصيبتى تازه و اضطرابى بىاندازه شب بيست و هفتم رمضان سنهء 569 هلالى در بردسير حادث شد . . . چون خبر سلامت ملك ارسلان و نصرت او رسيد ، مردم را رمق باز آمد و قومى كه فرار نمودند ، بعد از دو سه روز از مسافات مختلف باز گرديدند و روز عيد فطر ملك ارسلان در شهر آمد . . . » « 1 » از سال 570 ه ( - 1174 م ) به بعد ، افضل از ندماى خاص ملك مىشود و سال بعد كه ملك ارسلان از كرمان براى جنگ با بهرامشاه متوجه جيرفت مىشود افضل نيز با او بوده است . افضل از جيرفت سفرى به بم مىكند و مدتى در آنجا مهمان كوتوال بم مىشود . در اينجا افضل صريحا مقام خود را در دستگاه ملك ارسلان بن طغرلشاه نام مىبرد و آن در هنگامى است كه ملك ارسلان از اتابك يزد كمك خواسته و در روز اول ماه دى سنهء اربع و ستين و خمسمايهء خراجى ( - 571 ه - 1175 م ) به بردسير ( كرمان ) بهمراه لشكريان يزد رسيدهاند و روز پانزدهم دى عازم جيرفت شدند . افضل گويد : « و من به نيابت ديوان انشاء در خدمت بودم ، چون به منزل در فارد نزول افتاد . . . » افضل حتى تا ميدان جنگ نيز پيش رفته است تا جائى كه ديگر امكان رفتن نداشته ، گويد : « روز ديگر روى به پاى عقبه نهادند و ما با جماعتى از اصحاب عمايم از خدمت ركاب باز استاديم و به ديهى شديم كه آن را سرسنگ خوانند ، چه متيقن بوديم كه لشكر يزد گذر نتواند كرد . » « 2 » ملك ارسلان از اين لشكركشى نصيبى نمىبرد و ناچار پناهنده به امراء ايگ مىشود . او دو سه ماه در آنجا بوده و پس از آن با لشكريان به جيرفت بازگشتهاند و متوجه بردسير شدهاند ، ولى افضل به سبب بيمارى در جيرفت ماند
--> ( 1 ) - سلجوقيان و غز در كرمان ص 79 و بدايع ص 54 ( 2 ) - ايضا ص 96